هیچگاه با جنجال امور به سامان نمی رسد
هیچگاه با جنجال امور به سامان نمی رسد

علی بهرامی

  • یکی از مهمترین عظمت های انقلاب اسلامی ایران در قرن بیستم تلاش برای پیوند دوباره سیاست با تفکر و اخلاق است. تفکر معنوی و دینی که انقلاب اسلامی در پی آن است تا سیاست دوباره بر بنیاد و محور تفکر و اخلاق بایستد و بگردد.
  • نگاهی به آرا و اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب حکایت گر این امر است که انقلاب اسلامی در سی و هفت سال گذشته همواره در تلاش برای تحقق همین امر مهم است. این مسئله یکی از اصلی ترین دلایل بود که بواسطه آن اندیشمندان بزرگ قرن بیستم و بیست یکم را متوجه ماهیت انقلاب اسلامی ساخت و خوشایند یا ناخوشایند دیگران، کانون و مرکز توجه ها شد. بنیاد سازی برای بی بنیادی و در حقیقت خود بنیادی سیاست در جهان امروز توسط عالمی که انقلاب اسلامی برپا کرد و آغاز بازگشت و بازسازی اصیلی که بتواند بر خلاف حرکت اصلی سیاست در جهان، راه را دیگرگون کند.

    این که گفته می شود سیاست از تفکر و اخلاق مستقل شده و خودبنیاد است و برای آنها تعیین تکلیف می کند نباید گمان کرد که سیاست از عقل بی بهره شده و با اخلاق دشمنی دارد.

    سیاستی که امروز مستقل از تفکر و اخلاق است البته سیاست عقلی است و بهره و ریشه در عقل دارد.اما این عقل، عقل محاسبه گر است، عقل دو دو تا چهارتاست و منطق بر آن حاکم است .عقل تدبیر و مصلحت اندیشی است. عقل معاش است در بالاترین کیفیت خود. هر چه این عقل و تدبیر بالاتر باشد به تبع آن در سیاست جدید هم موفق تر می توان عمل کرد.

    اینک و در آستانه مسئله ای مانند الگوی جدید قراردادهای نفتی با نگاهی به فضای به وجود آمده دو پرسش اساسی پیش می آید.

    نخست این که آیا اخلاق و تفکر در نسبت با سیاست (انتقاد های سیاسی) بیش از پیش در پس حجاب رفته اند؟

    مشاهده روند انتقادات در چند ماه گذشته و روزهای اخیر نشان می دهد، این انتقادها بیشتر از این که بر مبنای کارشناسی و بر اساس دغدغه مندی و آینده نگری صورت گیرد و بنیان اش بر اخلاق و تفکر و تدبر استوار باشد تا حدود زیادی تلاش خود را بر اتهام زنی و نتیجه گیری های بی بنیاد متمرکز کرده و فضا بیشتر از آن که معطوف به اندیشه مندی و نگاه منصفانه تحقیقی به اصل مسئله باشد سمت و سوی جنجالی به خود گرفته و استدلال و برهان جای خود را به جدل و خطابه داده است.

    دوم این که اگر در سیاست راه مرسوم جهانی در پیش گرفته شده آیا لااقل به شیوه صحیح آن در حال اجراست؟

    در این باره نیز شواهد نشان می دهد که در ماجرای مدل جدید قراردادهای نفتی منتقدان تکیه را بر جنجال رسانه ای و اطلاعات کم سند و نادقیق نهاده اند. رسانه مهم است و جایگاه حیاتی در سیاست جدید دارد آنچنان که پیشتر در همین مطلب گفته شد سیاست جدید اطلاعات و تبلیغات را چونان سوخت خود می بلعد و به راه و ادعای خویش ادامه می دهد اما حرکت غیر منطقی رسانه ای تنها و تنها کفه جنجال و هیاهوی صرف را سنگین تر می کند و رشته عقل و منطق و تدبیر را می گسلد. تاکید بیش از حد منتقدان به ایجاد جنجال به هر قیمت و منکوب کردن رقیب نمی تواند نشان دهنده حرکت در مسیر سیاست جدید نیز باشد.
    دلسوزی برای ایران اسلامی تنها در سایه توجه با مصلحت اندیشی، آینده نگری بر پایه ایراد مباحث منطقی، تخصصی و بدور از هیاهو معنا می شود. هر چه سیاست در جاده برهان و استدلال گام بردارد قطعا به مطبوع و مطلوب نزدیک تر خواهیم شد و روند پیشرفت و صلاح و آبادانی میهن اسلامی بیشتر محقق می شود. وظیفه سیاست به سامان کردن امور است و از اساس سیاست بر این نتیجه استوار شده است بنابراین هیچگاه با جنجال و هیاهو امور به سامان نمی رسد.

upna